
روز مادر خجسته باد! در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «روز مادر خجسته باد!» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. گوئي سرم هنوز به بالين نرم توستمادر حيات با تو بهشت است و خرّم است ور بي تو بود هر دو جهانش جهنّم استما را عواطف اين همه از شير مادر است اين رقّتي كه در دل و شوري كه در سر استاغلب كسان كه پرد...
ادامه مطلب
شعر " مادر " از ایرج میرزا در این مقاله تلاش کردهایم تمامی اطلاعات مهم مربوط به «شعر " مادر " از ایرج میرزا» را به صورت خلاصه، دقیق و کاربردی در اختیار شما قرار دهیم. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. پسر رو قدر مادر دان که دایمکشد رنج پسر بیچاره مادربرو بیش از پدر خواه اش که خواهدتو را بیش از پدر بیچاره مادرز جان محبوب تر دارش که داردز جان محبوب تر بیچا...
ادامه مطلب
شعر ی از پروین اعتصامی در مقام بزرگداشت " زن " در ادامه این مطلب، مهمترین اطلاعات منتشر شده درباره «شعر ی از پروین اعتصامی در مقام بزرگداشت " زن "» را همراه با جزئیات تکمیلی مطالعه خواهید کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. در آن سرای که زن نیست، انس و شفقت نیستدر آن وجود که دل مرده، مرده است روانبهیچ مبحث و دیباچهای، قضا ننوشتبرای مرد کمال و برای زن...
ادامه مطلب
سیزده به در را پاس بداریم. در این گزارش به بررسی کامل «سیزده به در را پاس بداریم.» میپردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است.( سعدی )...
ادامه مطلب
شعری از بهمن صباغ زاده در ادامه، هر آنچه باید درباره «شعری از بهمن صباغ زاده» بدانید به همراه مهمترین جزئیات و اطلاعات تکمیلی ارائه شده است. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. عاشق که باشی شعر شورِ دیگری داردلیلی و مجنون قصهی شیرینتری دارد دیوان حافظ را شبی صد دفعه میبوسیهر دفعه از آن دفعه فالِ بهتری دارد حتی سؤالاتِ کتابِ تستِ کنکورت- عاشق که باشی - بیتهای محشری دارد با...
ادامه مطلب
شعری از سیاوش کسرایی تو قامت بلند تمنایی ای درخت همواره خفته است در آغوشت آسمان بالایی ای درخت دستت پر از ستاره و جانت پر از بهار زیبایی ای درخت وقتی که بادها در برگهای در هم تو لانه میکنند وقتی که بادها گیسوی سبز فام تو را شانه میکنند غوغایی ای درخت وقتی که چنگ وحشی باران گشوده است در بزم سرد او ...
ادامه مطلب
مادر بهشت من همه آغوش گرم توست گوئي سرم هنوز به بالين نرم توست مادر حيات با تو بهشت است و خرّم است ور بي تو بود هر دو جهانش جهنّم است ما را عواطف اين همه از شير مادر است اين رقّتي كه در دل و شوري كه در سر است اغلب كسان كه پرده ی حــــرمت دريده اند در كودكي محبّت مــــادر نديده...
ادامه مطلب
پسر رو قدر مادر دان که دایمکشد رنج پسر بیچاره مادر برو بیش از پدر خواه اش که خواهدتو را بیش از پدر بیچاره مادر ز جان محبوب تر دارش که داردز جان محبوب تر بیچاره مادر از این پهلو به آن پهلو نغلتدشب از بیم خطر بیچاره مادر نگهداری کند نه ماه و نه روزتو را چون جان به بر بیچاره مادر به وقت زادن تو مرگ خو...
ادامه مطلب
شعر ی از پروین اعتصامی در مقام بزرگداشت " زن " در آن سرای که زن نیست، انس و شفقت نیست در آن وجود که دل مرده، مرده است روان بهیچ مبحث و دیباچهای، قضا ننوشت برای مرد کمال و برای زن نقصان زن از نخست بود رکن خانهٔ هستی که ساخت خانهٔ بی پای بست و بی بنیان زن ار براه متاعت نمیگداخت ...
ادامه مطلب
وقت آن است که مردم ره صحرا گیرند خاصه اکنون که بهار آمد و فروردین است. ( سعدی ) نوشته شده در شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۶ ساعت ۱۱:۴۱ ق.ظ توسط نیلوفر حاجی مرادخانی| ...
ادامه مطلب
تفنگت را زمین بگذار که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو- تو ای با دوستی دشمن. زبان آتش و آهن زبان خشم و خونریزی ست زبان قهر چنگیزی ست بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید. برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار تفنگت را زمین بگذار تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو این دیو انسان کش برون آید. تو از آیین انسانی چه می دانی؟ اگر جان را خدا داده ست چرا باید تو بستانی؟ چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را به خاک و خون بغ...
ادامه مطلب
پشت خرمن های گندم، لای بازو های بید آفتاب زرد کم کم رو نهفت . بر سر گیسوی گندم زار ها بوسه ی بدرود تابستان شکفت . از تو بود ای چشمه ی جوشان تابستان گرم گر به هر سو، خوشه ها جوشید و خرمن ها رسید از تو بود از گرمی آغوش تو هر گلی خندید و هر برگی دمید....... این همه شهد و شکر از سینه ی پر شور توست در دل ذرات هستی نور توست مستی ما از طلایی خوشه ی انگور توست..... راستی را، بوسه ی تو، بوسه ی بدرود بود؟ بسته شد آغوش تابستان؟ خدایا، زود بود! ...
ادامه مطلب