خرید بک لینک

بهاریّه

اگر به دنبال اطلاعات دقیق درباره «بهاریّه» هستید، در ادامه این مطلب تازه‌ترین اطلاعات، جزئیات و نکات مهم این موضوع را مشاهده خواهید کرد.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

برآمد باد صبح و بوی نوروز                 

به کام دوستان و بخت پیروز

مبارک بادت این سال و همه سال         

همایون بادت این روز و همه روز  ( سعدی )

   *******

 

 

 

محمدرضا شفیعی‌کدکنی:

 


بزرگا گیتی آرا نقش بند روزگارا
‌ای بهار ژرف
به دیگر روز و دیگر سال
تو می‌آیی و
باران در رکابت
 مژده‌ی دیدار و بیداری
تو می‌آیی و همراهت
 شمیم و شرم شبگیران
 و لبخند جوانه‌ها
که می‌رویند از تنواره‌ی پیران
تو می‌آیی و در باران رگباران
صدای گام نرمانرم تو بر خاک
سپیداران عریان را
به اسفندارمذ تبریک خواهد گفت
تو می‌خندی و
در شرم شمیمت شب
بخور مجمری خواهد شدن
در مقدم خورشید
نثاران رهت از باغ بیداران
شقایق‌ها و عاشق ها
چه غم کاین ارغوان تشنه را
 در رهگذر خود
 نخواهی دید

 

*******

فریدون مشیری:
‌ای بهار
ای بهار
‌ای بهار
تو پرنده‌ات‌‌ رها
بنفشه‌ات به بار
می‌وزی پر از ترانه
 می‌رسی پر از نگار
 هرکجا رهگذار تست
شاخه‌های ارغوان شکوفه ریز
 خوشه اقاقیا ستاره بار
بیدمشک زرفشان
لشکر ترا طلایه دار
 بوی نرگسی که می‌کنی نثار
برگ تازه‌ای که می‌دهی به شاخسار
چهره تو در فضای کوچه باغ
شعر دلنشین روزگار
آفرین آفریدگار
ای طلوع تو
 در میان جنگل برهنه
 چون طلوع سرخ عشق
چون طلوع سرخ عشق
 پشت شاخه کبود انتظار
ای بهار
‌ای همیشه خاطرات عزیز!
عاقبت کجا؟
کدام دل؟
کدام دست؟
آشتی دهد من و ترا؟
تو به هر کرانه گرم رستخیز
 من خزان جاودانه پشت میز
یک جهان ترانه‌ام شکسته در گلو
 شعر بی‌جوانه‌ام نشسته روبرو
پشت این دریچه‌های بسته
می‌زنم هوار
ای بهار‌ ای بهار ‌ای بهار

 

*****

 

هوا هوای بهار است وباده باده ی ناب

 

به خنده خنده بنوشیم جرعه جرعه شراب

 

در این پیاله ندانم چه ریختی پیداست

 

که خوش به جان هم افتاده اند آتش وآب

 

فرشته ی روی من ای آفتاب صبح بهار

 

مرا به جامی از این آب آتشین در یاب

 

به جام هستی ما ای شراب عشق بجوش

 

به بزم ساده ی ما ای چراغ ماه بتاب

 

گل امید من امشب شکفته در بر من

 

بیا ویک نفس ای چشم سرنوشت بخواب

 

مگر نه خاک ره این خرابه باید شد ؟

 

بیا که کام بگیریم از این جهان خراب

 

(فریدون مشیری)

 

 

برچسب: نویسنده: ابوالفضل رحمانی تاريخ: دوشنبه 29 تير 1405 ساعت: 2:30

صفحه بندی