خرید بک لینک

تفنگت را زمین بگذار
که من بیزارم از دیدار این خونبارِ ناهنجار
تفنگِ دست تو یعنی زبان آتش و آهن
من اما پیش این اهریمنی ابزار بنیان کن
ندارم جز زبانِ دل -دلی لبریزِ مهر تو-
تو ای با دوستی دشمن.
زبان آتش و آهن
زبان خشم و خونریزی ست
زبان قهر چنگیزی ست
بیا، بنشین، بگو، بشنو سخن، شاید
فروغ آدمیت راه در قلب تو بگشاید.
برادر! گر که می خوانی مرا، بنشین برادروار
تفنگت را زمین بگذار
تفنگت را زمین بگذار تا از جسم تو
این دیو انسان کش برون آید.
تو از آیین انسانی چه می دانی؟
اگر جان را خدا داده ست
چرا باید تو بستانی؟
چرا باید که با یک لحظه غفلت، این برادر را
به خاک و خون بغلطانی؟
گرفتم در همه احوال حق گویی و حق جویی
و حق با توست
ولی حق را -برادر جان-
به زور این زبان نافهم آتشبار
نباید جست
اگر این بار شد وجدان خواب آلوده ات بیدار
تفنگت را زمین بگذار.

برچسب: به مناسبت سیزده رجب,پیام به مناسبت سیزده بدر,به مناسبت روز سینما,پیام تبریک به مناسبت سیزده رجب,به مناسبت روز ملی سینما,سرود به مناسبت سیزده ابان,پیامک به مناسبت سیزده بدر,مقاله به مناسبت سیزده آبان,شعر به مناسبت سیزده آبان,تبریک به مناسبت سیزده بدر, نویسنده: ابوالفضل رحمانی تاريخ: پنجشنبه 1 مهر 1395 ساعت: 8:54

صفحه بندی