نیلوفرانه

متن مرتبط با «شعرهای زیبا مهدی سهیلی» در سایت نیلوفرانه نوشته شده است

شعر زیبای " مطلع مهر " از استاد سیدابوتراب دولتخواه

  • نیلوبلاگ

    برگرفته از سایت " نقد آزاد " استاد ادب و سخن شهرستان چرام و کهگیلویه ی بزرگ در مطلع مهر ۹۵ ، نوستالژی قلم و مدرسه را تکرار و این چنین بر تارک صفحه نقش خوش نگاشت . دولتخواه هم اکنون از اساتید دانشگاههای استان کرج و البته نام او یادآور خاطرات خوش مدرسه در دهه های ۷۰ و ۸۰ کهگیلویه ی بزرگ است . کرج،حال و هوایی داشت آن شب قلم بانگ رسایی داشت آن شب قلم ، از دوستان کودکی بود که کاسه کوزه اش بامن یکی بود در آن حال و هوا بارانکی خرد به روی گونه های من همی خورد و من چون عاشق سهراب بودم به عشق قطره ای بی تاب بودم در آن حال و هوا گفتم قلم را نگارینا ؛ بگو حرف دلم را قلم ام...

    ادامه مطلب
  • سر کوه بلند از زنده یاد مهدی اخوان ثالث

  • نیلوبلاگ

    سر کوه بلند آمد سحر باد. ز توفانی که می آمد خبر داد. درخت و سبزه لرزیدند و لاله به خاک افتاد و مرغ از چهچه افتاد. سر کوه بلند ابرست و باران. زمین غرق گل و سبزه ی بهاران. گل و سبزه ی بهاران خاک و خشت ست برای آن که دور افتد ز یاران. سر کوه بلند آهوی خسته شکسته دست و پا، غمگین، نشسته. شکستِ دست و پا، درد ست، اما نه چون درد دلش کز غم شکسته. سر کوه بلند افتان و خیزان، چکان خونش از دهانِ زخم و ریزان، نمی گوید پلنگ پیر مغرور که پیروز آید از ره، یا گریزان. سر کوه بلند آمد عقابی. نه هیچش ناله ای، نه پیچ و تابی. نشست و سر به سنگی هشت و جان داد؛ غروبی بود و غمگین آفتاب...

    ادامه مطلب
  • غزلی زیبا از "فصیح الزمان شیرازى" (رضوانى)

  • نیلوبلاگ

    همه هست آرزویم كه ببینم از تو رویى چه زیان تو را كه من هم برسم به آرزویى؟! به كسى جمال خود را ننمودهu200f اى و بینم همه جا به هر زبانى، بود از تو گفت و گویى! غم و درد و رنج و محنت همه مستعد قتلم تو بِبُر سر از تنِ من، بِبَر از میانه، گویى! به ره تو بس كه نالم، ز غم تو بس كه مویم شدهu200fام ز ناله، نالى، شدهu200fام ز مویه، مویى همه خوشدل این كه مطرب بزند به تار، چنگى من از آن خوشم كه چنگى بزنم به تار مویى! چه شود كه راه یابد سوى آب، تشنه كامى؟ چه شود كه كام جوید ز لب تو، كامجویى؟ شود این كه از ترحّم، دمى اى سحاب رحمت! من خشك لب هم آخر ز تو تَر كنم گلویى؟! بشكست اگر دل من، به فد...

    ادامه مطلب
  • شعری زیبا از مهدی سهیلی

  • نیلوبلاگ

    آهوان را هر نفس از تیرها فریادهاست لیک صحرا پر زِ بانگ خنده صیادهاست گل به غارت رفت و چشم باغبان در خون نشست بس که از جور خزان بر باغها بیدادهاست غنچهها بر باد رفت و نغمهها خاموش شد هر پر بلبل که بینی نقشی از آن یادهاست باغبان از داغ گل در خاک شد اما هنوز های های زاریش در هوی هوی بادهاست گونهام گلرنگ و چشمم پرده پرده غرق اشک لب فرو بستم ولی در سینهام فریادهاست … ...

    ادامه مطلب