"نزار قبانی"
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:26
دیگر نمی توانم پنهانت کنم!از درخشش نوشته هایم می فهمند، برای تو می نویسماز شادی قدم هایم، شوق دیدن تو را در می یابنداز انبوه عسل بر لبانم، نشان بوسه تو را پیدا می کنندچگونه می خواهی قصه عاشقانه مان رااز حافظه گنجشکان پاک کنیو قانع شان کنی که خاطراتشان را منتشر نکنند!؟
ترجمه بخشهایی از شعر بلند "عشقی بی نظیر برای زنی استثنایی" از "نزار قبانی"
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:26
---بیشترین چیزی که در عشق تو آزارم می دهدxa0این است که چرا نمی توانم بیشتر دوستت بدارمxa0و بیشترین چیزی که درباره حواس پنجگانه عذابم می دهدxa0این است که چرا آنها فقط پنج تا هستند نه بیشتر!؟xa0زنی بی نظیر چون توxa0به حواس بسیار و استثنایی نیاز داردxa0به عشق های استثنائیxa0و اشکهای استثنایی...xa0بیشتر...
غزلی از بهمن صباغ زاده
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:26
عاشق که باشی xa0شـــعر شـــورِ دیگری داردxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 لیلی و مجنون xa0قصــه ی شـــیرین تــری دارد دیوان حافظ را شبــی صد دفعه می بـوسیxa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 هـــر دفــــعه از آن دفـــعه فــالِ بــهتری دارد حتـــــی ســـؤالاتِ کـــتابِ تســـتِ کنکــورتxa0xa0xa0xa0xa0xa...
سید محمد مرکبیان
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:26
کمی از کرک های فرش اتاق به کفش هایم چسبیده....عطرِ بی رمقی از بوی تن ات بر شیارهای گردنم....و زلال اشک های تو....بر هرکجای پیراهنم که دست می گذارم.....تراژدی مسخره ای ست زندگی....انسان با پای خود می رود....همان لحظه که دوست دارد بماند....این شعر، پیش از وقوعِ اتفاق نوشته شده است....پیش از درآویختن ر...
"پابلو نرودا"
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:26
امشب میتوانم غمگنانه ترین شعرهایم را بسرایمxa0شاید بسرایمxa0:شب ستارهباران استxa0و لرزانند، ستارههای نیلگون در دورستxa0باد شب در آسمان میپیچد و آواز می خواندxa0امشب میتوانم غمگنانهترین شعرها را بسرایمدوستش داشتم،او هم گاهی دوستم داشت.در چنین شبهایی او را در آغوش داشتم زیر آسمان بیکران بارها میبوسیدم...
"ﭘﺎﺑﻠﻮ ﻧﺮﻭﺩﺍ"
-
تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 14:26
ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ ﺍﻛﻨﻮﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﭼﮕﻮﻧﻪ می گذرد،ﻋﺎﺷﻖ ﺁﻥ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﯽ ﻫﺴﺘﻢ ﮐﻪﺗﺼﺎﺩﻓﯽ ﺍﺯ ﺫﻫﻨﻢ ﻋﺒﻮﺭ می کنندﻭ ﺑﺎﻋﺚ ﻟﺒﺨﻨﺪﻡ می شوند...